فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )

448

سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )

ديگر سخت متلاطم شده بود ، بادبان بزرگ دكل مايل را برافراشت و در آغاز شب جلو كشتى را مخالف جريان باد قرار داد . سفير پس از آگاهى از ماجرا از اطاق خود خارج شد تا ناخدا را از اقدامى چنان جسورانه بازدارد . اما وى با پرخاش به سفير پاسخ داد كه مىداند چه مىكند و بايد او را در عمل به وظائفش آزاد بگذارند . و تأكيد كرد كه باوجود باد مخالف راه خود را بسوى پرتغال دنبال خواهد كرد . از قضا ، همهء ملاحان و ناوخدايان ، كه بدون احتساب پيشخدمتها تعدادشان به سى نفر مىرسيد ، و بررغم دستور سفير و با سوء استفاده از اشتغالات او ، و مواضعهء قبلى ، هنگام حركت از گوآ كشتى را از كالاى تجارى كه مىخواستند در پرتغال بسود خويش به فروش برسانند انباشته و حتى جاى نصب يك عراده توپ هم باقى نگذاشته بودند ، رأى ناخدا را ترجيح داده معتقد بودند باوجود باد مخالف و درياى كاملا خشمگين و متلاطم مىتوانند سفر خود را بسوى پرتغال ادامه دهند . سفير كه مىديد بهيچ‌وجه قادر نيست اين فكر نامربوط را از سر آنان بدر كند ، تن به قضا داد و از ادامهء سخن با ناخدا خوددارى كرد و به اطاق خويش بازگشت . عشق وافر به رسيدن به پرتغال و كسب درآمد چنان همگان را كور و كر كرده بود كه اگرچه تصميم ناخدا نه تنها جسارت‌آميز بلكه ديوانگى بود ، دستجمعى كارهاى وى را صحه مىگذاشتند . اما حدوث حادثه‌اى كه به معجزه شباهت داشت موجب تنبه همگان شد زيرا هنگامى كه راهنمايان مىخواستند يكى از پهلوهاى كشتى را بسوى جنوب‌شرقى قرار دهند باد و موج دريا چنان كشتى را به عقب راندند كه فرداى آن روز ، هنگامى كه هوا روشن شد همگان دريافتيم كه پانزده فرسنگ دور تر از جائى قرار داريم كه ناخدا حركت جسورانهء خود را آغاز كرده بود . در اين‌حال همهء مسافران و ملوانان تصديق كردند كه تنها يك موهبت فوق‌العادهء آسمانى كشتى را از واژگون شدن نجات داده است . روز نهم درحالىكه دريا بسيار آرام و باد خفيف شده بود در فاصلهء دو سه فرسنگ از خشكى راه خود را بسوى جزاير كيرينبا